مفاهیم پایه

برنامه راهبردی-عملیاتی (Strategic – Practical Plan): برنامه‌ راهبردی-عملیاتی را می‌توان به عنوان تبدیل جنگل راهبردی/راهبردها به یک مسیر منظم و نقشه‌وار، قابل محاسبه و کنترل‌پذیر تعریف نمود. در این چارچوب، چگونگی تعیین اهداف و تبدیل این اهداف به صورت عملیاتی و پیش‌بینی روش‌های اجرای آن و همچنین، پیش‏بینی و تعیین مراحل و توالی فعالیت‏های لازم برای تأمین اهداف استراتژیک از طریق وسایل (تاکتیک‏ها)، به ‏تفکیک زمان، هزینه و نیروی انسانی لازم جزو اقدامات اساسی در برنامه راهبردی-عملیاتی است.

چشمانداز (Vision): چشم‌انداز به صورت عام به معنای رسیدن به جایگاه مطلوب در آینده تلقی می‌گردد. چشم‌انداز پاسخ مشخصی به این سوال است که به کجا می‌خواهیم برویم؟ بنابراین، چشم‌انداز، وضعیت ایده­ آل و آینده­ نگری از جایگاهی است که یک جامعه می­خواهد به آن برسد. یک چشم­ انداز باید الهام‌بخش، چالش­ برانگیز و مرجعی باشد که تمام اهداف شهر از آن ناشی می­شود و نیز تصویر کلی از آینده شهر باشد که شهر می­خواهد بدان برسد. چشم‌انداز بیان صریح سرنوشتی است که شهر می‌خواهد به آن برسد و بنابراین، چشم‌انداز تجسم نادیدنی‌های آینده‌ای مشخص است. چشم‌انداز باید دارای ویژگی‌های زیر باشد: کوتاه، سرراست و قابل فهم باشد؛ مشارکتی بوده و آرزوهای تمام ساکنان و ذی‌نفعان یک شهر را دربر داشته باشد؛ برای مسئولان و عموم مردم قابل فهم باشد؛ پتانسیل­های  شهر را برای توسعه در راهی که آینده بهتری را تضمین می‌کند، آزاد کند؛ دارای محدوده و افق زمانی مشخصی باشد؛ با آرمان‌ها که خواسته‌های همیشگی و آرزو‌های غایی یک جامعه است، متفاوت باشد؛ قابل دسترس باشد. به عبارت دیگر، چشم‌انداز تدوینی باید طوری باشد که غیرواقعی و آرمانی نبوده و امکان رسیدن به آن وجود داشته باشد. عناصر تدوینی در چشم‌انداز باید مناسب و مرتبط با مکان جغرافیایی و ویژگی‌های محیطی شهر باشد؛ چشم‌انداز هر شهر باید ویژه و خاص آن شهر باشد.

مأموریت (Mission): مأموریت، پاسخ مشخصی به این سوال است که چرا وجود داریم؟ بنابراین، در اینجا مأموریت نشان‌دهنده فلسفه وجودی شهر و سازمان شهرداری است. مأموریت، شکل‌دهنده هویت و شخصیت شهر و شهرداری است و در ارتباط با سازمان شهرداری، تعیین‌کننده محدوده فعالیت‌هاست (به عنوان مثال محدوده خدمات‌رسانی شهرداری به شهروندان در تفکیک وظایف با سایر سازمان‌های خدمات‌رسان). بنابراین، بیانیه مأموریت باید بر اساس ارزش‌ها و اولویت‌های اصلی شهر و شهرداری تنظیم شده، تعیین‌کننده محدوده فعالیت‌ها بوده و به شهر و سازمان شهرداری شخصیت و هویت دهد. باید بین مأموریت شهر و شهرداری تفاوت قائل شد. به صورت عمومی، مأموریت شهر تأمین فضاهای باکیفیت و شرایط زیست مناسب برای شهروندان، و مأموریت شهرداری نیز ارائه خدمات و فعالیت‌های لازم برای تسهیل مأموریت شهر می‌باشد.

ارزش (Value): به بیان ساده، ارزش یعنی آن چیزی که برای ما مهم است. ارزش‌ها اصول و قواعدی هستند که مبنا و چارچوب تصمیم‌ها را شکل می‌دهند. ارزش‌ها نقش مهمی در انتخاب گزینه‌ها دارند به طوریکه چنانچه تصمیم‌گیران یک سازمان در موقعیتی قرار بگیرند که باید از بین چند تصمیم یکی را انتخاب نمایند، قاعدتاً تصمیم را خواهند گرفت که به چارچوب ارزشی و ذهنی نزدیکتر باشد. در برنامه‌ریزی راهبردی، ارزش‌ها مبنایی برای تعیین راهبردها (مسیرهای اصلی حرکت) بوده و در اولویت‌‌بخشی به تخصیص منابع نقش مهمی دارند. ارزش‌های محوری یک سازمان عبارتند از اعتقادات بنیادی یا حقایقی که سازمان آن‌ها را گرامی می‌شمارد و یا نسبت به آنها حساس است. ارزش‌ها، ایجادکننده فضای شفاف سازمانی برای به حرکت در آوردن آن به سمت و سوی آرمانش می‌باشد.

راهبرد (Strategy): راهبردها آن دسته از تصمیمات هستند که اهداف یک برنامه یا طرح را هماهنگ‌ نموده و راه‌های اصلی وصول به آنها را تعیین می‌کنند. در واقع راهبردها، جهت‌گیری و شرایط مناسب برای حرکت به سمت اهداف را نشان می‌دهند. راهبرد به سوال «چه باید انجام گیرد؟»، مربوط می ­شود. در تعریف راهبرد، مفاهیم بسیاری آورده شده است. اما موضوعی که تقریباً در همه مفاهیم مشترک است و آنها را به هم پیوند می‌دهد، تعیین جهت‌گیری آینده شهر و شهرداری و انتخاب مسیری برای هدایت سازمان به سوی آن است. لیکن شاید بتوان در تعریفی ساده، راهبرد را مسیر شهر و شهرداری در تحقق اهداف عالی دانست. راهبرد، مجموعه اقدامات و سیاست­هایی است که جهت ­گیری کلی را مشخص می ­کند. این محور چگونگی میل به اهداف بلند مدت را تعیین می ­نماید. اساساً یک راهبرد متشکل از تعدادی سیاست، پروگرام، راهکار و اقدام است که هدفشان ایجاد آثار قابل اندازه­ گیری است که می ­توانند به تحقق “چشم­ انداز” شهر کمک نمایند.

سیاست (Policy): سیاست‌ها نوعی از تصمیمات برنامه‌ریزی هستند که در یک سطح پایین‌تر از راهبردها قرار می‌گیرند. سیاست هدایت‌کننده تصمیمات اجرایی و اقدامات کوتاه‌ مدت است که اهداف خرد مورد نظر را تعقیب می‌کند.

برنامه (Plan): برنامه، مجموعه‌ای از عملیات و خدمات مختلف در ارتباط با یکدیگر برای تحقق هدف‌های مشخص می‌باشد. برنامه، ترجمان اجرایی راهبردها و سیاست‌هاست و یک نقشه و مجموعه‌ای از فعالیت‌های عملیاتی دقیق است که در چارچوب راهبردها و سیاست‌ها، اقدامات لازم برای رسیدن به اهداف را به صورت کامل و جامع ترسیم می‌نماید. تولید یک برنامه به صورت گام به گام بوده و گروه یا فرد را برای رسیدن به هدف غایی هدایت می‌نماید.

پروژه (Project): در چارچوب مفهومی و واژگانی تعریف شده، پروژه ابزاری است برای اجرایی کردن راهبردها و سیاست‌ها.  پروژه باید یک کار منحصر به فرد و جدید بوده و برای تحقق یک نتیجه عینی و ملموس (یک محصول، یک خدمت مشخص) انجام شود. همچنین، پروژه باید دارای زمان‌بندی (نقطه زمانی شروع و نقطه زمانی پایان) مشخص باشد و منابع مالی (مبلغ مورد نیاز و محل تأمین آن)، انسانی و تجهیزاتی مورد نیاز اجرای آن مشخص شود.

بودجهریزی (Budgeting): بودجه‌ریزی در مفهوم کلی و ابتدایی آن عبارت است از تعیین منابع و مصارف یک کشور در یک دوره مالی معین. بودجه چارچوبی فراتر از گردآوری اطلاعات در خصوص منابع و مصارف است. در واقع، بودجه‌ریزی انتخاب‌هایی بین گزینه‌های سیاسی است که با استفاده از اصول و قواعد معین به عمل می‌آید. در تعریفی دیگر، بودجه‌ریزی فرآیند توسعه در برنامه کوتاه‌ مدت است که شامل تهیه و تنظیم و پیشنهاد بودجه، تصویب، اجرا و نظارت بر بودجه در یک سال مالی است. بودجه‌ریزی، یک تفکر منسجم از منابع مالی محدود در برابر نیازهای نامحدود است به‌ طوریکه ارتباطات ارگانیک و همه‌ جانبه بین منابع مالی و غیرمالی لحاظ شده باشد. هدف از بودجه‌ریزی، تعیین ارزش مالی اهداف و برنامه‌ها، امکان ارزیابی و سنجش پیشرفت و تبدیل ایده های راهبردی به اقدامات عملی و ملموس است.

پایش (Monitoring): به معنی نظارت بر اجرای فعالیت‌ها و اقدامات پیش‌بینی شده در برنامه با معیارها و شاخص‌های از پیش تعیین شده است. پایش باید دارای نظام و سازکار مشخصی بوده و شاخص‌هایی برای انجام آن تعریف گردد. تدقیق و به‌روزرسانی بانک اطلاعاتی (داده و نقشه) از وضع موجود و اجرای طرح‌ها و برنامه‌ها، و اتصال نرم‌افزاری و سخت‌افزاری پرتال‌های سازمانی به دستگاه نظارت و پایش و … باید صورت ‌گیرد تا ارتباطات افقی و عمودی برنامه نظارت برقرار شود و نقش‌های سازمانی در این خصوص معلوم گردد.

ارزیابی (Evaluation): ارزیابی عبارت از است سنجش روشمند و مستقل برنامه‌ها یا پروژه‌های تکمیل شده و یا در حال اجرا و نیز سنجش نتایج حاصل از اجرای آنها با این هدف که آیا اعمال و اجرای برنامه‌ها و پروژه‌ها منجر به نتایج مطلوب و مورد نظر شده‌اند یا خیر؛ به صورت معمول، ارزیابی باید روندی مستمر بوده که از طریق شاخص‌های تعریف شده به صورت نظام‌مند با اهداف برنامه مورد مقایسه قرار گیرند. ارزیابی می‌تواند از لحاظ زمانی در دوره‌های کوتاه، میان و یا بلندمدت انجام شود و یا مقطع زمانی خاصی را در نظر بگیرد. ارزیابی به عنوان جزئی لاینفک و مستمر در مدیریت پروژه یا برنامه، بازخوردهایی منظم از اجرا و پیشرفت در جهت دستیابی به اهداف مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و یا کالبدی-فضایی در اختیار مدیران و گروه‌های ذی‌نفع قرار می‌دهد.

بازنگری (Revision): اصلاح (جزئی یا اساسی) دوره‌ای برنامه‌ها و پروژه‌ه ای پیشنهادی را طی یک سازوکار مشخص بازنگری برنامه می‌نامند. در بازنگری یک برنامه نمی‌تواند و نباید دارای یک دستورالعمل هنجاری از پیش تعیین شده باشد چرا که هرگونه تصمیم در خصوص نیاز به بازنگری یک سیاست، برنامه و یا اقدام می‌بایست در فرایند اجرا و بر مبنای گزارش‌هایی باشد که در خصوص مسائل و مشکلات پیش روی و یا غیر واقعی بودن برنامه‌ها و اقدامات پیشنهادی (مستند به گزارش‌های پایش و ارزیابی) توسط نهادهای مسئول ارائه می‌شود. مهم‌ترین الزامات مورد نیاز برای بازنگری درست یک برنامه عبارتند از: پایش و ارزیابی در دوره‌های زمانی کوتاه‌ مدت و به صورت منظم جهت دستیابی به اطلاعات تفصیلی‌تر و به‌روزتر، فهرست‌بندی مسائل و مشکلات پیش روی اجرای طرح‌ها و پروژه‌های پیشنهادی، استقرار نظام جامع آمار و اطلاعات به عنوان مبنایی برای هرگونه تصمیم‌ در خصوص نیاز به بازنگری، الزام نهادها و سازمان‌های مسئول مدیریت شهری به انطباق برنامه‌های خود با برنامه‌ها و اقدامات پیشنهادی جهت مشخص شدن نواقص و مشکلات طرح.